ارتفاعات سرخه حصار

امروز به ارتفاعات سرخه حصار رفته بودم دوستام تصمیم گرفتن صعود به تپه ها و  موقعیت های بیشتری داشته باشن ولی من گفتم از ادامه راه منصرف شدم چون خسته بودم و امکان داشت آسیب ببینم. بنابراین موندم تا برن برگردن. گفتم میخوام بمونم و تنهایی فکر کنم اصراری نبود. روی یک تخته سنگ پشت به آفتاب نشستم و به پرواز کلاغ ها نگاه کردم. دنبال چی بودن نمی دونستم حتی باد شدید هم جهت شون تغییر نمیداد. حالا آدم ها روی زمین دنبال چی می گردند پیچیده تر بنظر میومد.اگه پیدا کردن اون آگاهی روی زمین آسونه پس چرا کلاغ ها روی زمین راه نمیرن؟ اگه خیلی چیزهایی که ما آدم ها اسم شو میزاریم منطق جلوی این آگاهی میگیره پس چرا با این قضاوت ها جلوی واقعیت زندگی رو می گیریم؟ آیا ما حق داریم روند آفرینش رو به چالش بکشیم؟ چرا این موجود دوپا هیچوقت یاد نمیگیره غریزه نیمی از زندگیه و منطق نمیخواد؟ کاش آدمها بیشتر از اینکه تفکر فیلسوفانه داشتن خویشتن شناسی داشتن. کاش هرگز فکر نمی کردیم ما راه درستی میریم وقتی دست به فیلسوف گری میزدیم !!!


غریزه:

  • مثل زمانی که دوست داری مادر باشی.
  • مثل زمانی که غذا میخوری چون گشنه ای.
  • مثل زمانی که لمس میکنی و غرق لذت میشی.
  • مثل آمیزش .

کاش یاد می گرفتیم غریزه رو با منطق و فیلسوف گری قاطی نکنیم بلکه پخته ش کنیم ، نترسیم که برامون مسئولیت میاره، دست و پاشو قطع نکنیم، بزاریم رشد کنه تا برسیم به اشرف مخلوقات شدن،تا تبدیل بشه به

  • عشق
  • فرزند
  • کار
  • تعهد و ....

به همین سادگی فرق آدم با دیگر موجودات همین بود اون اشرف مخلوقات شدن رو انتخاب کرد و بهشت رو به لبخند حوا فروخت !

آستیاژ- تهران فروردین 94

پ.ن: این نوشته در پی یک مکاشفه در فروردین 94 بود که نوشتم و وقت نشد اینجا بزارم ش.

/ 5 نظر / 31 بازدید
آتما

[گل][گل]

علی سرای فردا

خوش به حالت حتما خوش گذشته بهتون.حرف خیلی قشنگی زده غریزه اگر در همون حد بمونه میشه زندگی حیوانی. خیلی زیبا نوشتی. نگاه ظریف و دقیقی داری. آفرین آستیاژ. [گل][گل]

امیر

سلام خیلی جالب بود برای من.منم که به سی و دو سالگی رسیده ام تازه تصمیم گرفته ام که بگذارم احساس هوایی بخورد بگذارم غریزه پی بازی برود .ولی چه دیره کاش سالهای جوانیم همچین تفکری داشتم.شایدم الان پخته تر شدم در 32 سالگی و بهتر انتخاب کنم گر چه اصلا از دخترای زیر سی هم خوشم نمییاد خیلی از گزینه های هم سن سال هم که رفتند.وقتی به گزینه هایی که تو دهه بیست داشتم و غفلت کردم فکر میکنم از صمیم قلب ناراحت و پشیمون میشم

آتما

[گل]